معجزه علمی در نماز شب

معجزه علمی در نماز شب

در کتاب “نسخه های خانگی تجربه شده و اسرار شفای طبیعی” نوشته گروهی از نویسندگان آمریکایی که در سال ۱۹۹۳ م به چاپ رسیده، آمده است: برخاستن از بستر در شب و انجام حرکات ساده در منزل و برخی تمرینات سبک ورزشی و شستن دست ها و پاها و مالش دادن آنها با آب و تنفس عمیق برای سلامتی بسیار مفید است.
با اندکی تأمل در این توصیه ها در می‌یابیم که همه این حرکات در وضو و نماز شب تجلی می‌یابد.
جالب اینکه نبی اکرم اسلام پیش از همه این تحقیقات در اشاره‌ای معجزه گونه به نماز شب می‌فرماید: «نماز شب را بر پا دارید که صالحان پیش از شما به آن می‌پرداختند، تقرب به باری تعالی و دوری از گناه و کفاره بدی ها و دور ساختن درد از جسم در آن نهفته است».

امام احمد در مسند خود و ترمذی و بیهقی و حاکم در مستدرک آن را آورده و ابن عساکر از ابی درداء آن را روایت کرده و البانی نیز در صحیح جامع در حدیث شماره ۴۰۷۹ به آن اشاره کرده است.

درباره نحوه رفع درد از جسم توسط نماز شب ثابت گردیده است که:
نماز شب ترشح هورمون “کورتیزول” را (که کورتیزون طبیعی بدن است) کاهش می‌دهد به ویژه که نماز شب چند ساعت پیش از بیدار شدن برای وقت سحر (یک سوم آخر شب) اقامه می‌شود که این امر از افزایش ناگهانی قند خون که برای بیماران مبتلا به این عارضه خطرناک است و نیز از افزایش ناگهانی فشار خون جلوگیری می‌کند و مانع سکته مغزی و بیماری های مزمن قلبی در بیمارانی می‌شود که به آن دچار هستند.

نماز شب از خطر انجماد خون در رگهای شبکیه چشم که به سبب کندی جریان خون در خلال خواب صورت می‌گیرد و نیز افزایش فشار خون به سبب استفاده کم از مایعات یا کمبود شدید آن در بدن جلوگیری می‌کند. علاوه بر آن از بیماری های مشابه ناشی از چاقی مفرط و تنگی نفس که مانع از بازگشت خون از سر از طریق سیاهرگ می‌شود، می‌کاهد.

نماز شب برای بیمارانی که به انواع التهاب مفاصل همچون روماتیسم و غیره دچار هستند به خاطر حرکات سبک و مالش دادن با آب به هنگام وضو مفید است و بیماری آنان را بهبود می‌بخشد.
نماز درمان کارآمدی برای بیماری «عدم تحرک طولانی مدت» است، زیرا بدن در حین اقامه نماز شب، به حرکت واداشته می‌شود و تحرک ساده و ملایم آن هم به صورت منظم از روش های اصلی درمان این بیماری به شمار می آید.

نماز شب بدن را از شر تجمع گلسترول های سه گانه (موسوم به چربی های بد) می‌رهاند. این نوع گلسترول پس از صرف غذای پر چرب در وعده غذایی شبانه، انباشته می‌شود که در نتیجه آن خطر ابتلا به بیماریهای انسداد شرایین قلب در این بیماران در مقایسه با دیگران ۳۲ درصد بیشتر است.
نماز شب از مرگ های ناگهانی به دلایل مختلف به ویژه ناشی از سکته قلبی و مغزی می‌کاهد.

نماز شب همچنین خطر مرگ ناگهانی به دلیل افزایش ضربان قلب را کاهش می‌دهد که تنفس هوای پاک خالی از آلودگی های روزمره به ویژه دود وسایط نقلیه و عوامل حساسیت زا را هم به همراه دارد.
از آنجا که در نماز شب تلاوت قرآن و تدبر و تأمل در آن زیاد است این امر ذهن را فعال می‌سازد و بر توان آن در انجام فعالیتهای مختلف می افزاید.

تکرار اوراد و اذکار به ویژه اذکاری که صبح و شب بر زبان جاری می‌شود، از ابتلا به بیماری آلزایمر و ضعیف شدن ذهن در دوران پیری و نا امیدی و دیگر بیماری ها جلوگیری می‌کند.

نماز شب به دلایل ناشناخته‌ ای مانع از بروز بیماری موسوم به زنگ گوش می شود یا از شدت آن می‌کاهد.

خداوند بهترین حفظ کننده و ارحم الراحمین است.
بار پروردگارا ای ارحم الراحمین! لطف و مرحمت خود را شامل حال ما گردان و ما را عاقبت به خیر کن.

تاثیرات وضو و نماز بر روی چاکراهای بدن

تاثیرات وضو و نماز بر روی چاکراهای بدن

موضوعات مقاله

  1. پیش گفتاری بر هاله و هاله بینی
  2. چاکرا چیست؟
  3. ارتباط وضو با چاکراها
  4. تبادل انرژی با نماز خواندن

پیش گفتاری بر هاله و هاله بینی

در نوشته های باقیمانده از عرفا به ندرت از حوزهء انرژی سخنی به میان آمده است ولی نظرات آنان طی گذشت بیش از هفت هزار سال در سراسر جهان با مشاهدات دانشمندان تا به امروز مطابقت دارد. تمامی مذاهب معنوی از روئیت نور در اطراف سر اشخاص سخن گفته اند، که بواسطه عبادات و نیایش قلبی وجودشان سرشار از اگاهی شده به رفعت ، مراتب و مقامات معنوی و متعالی رسیده قابلیتهای پنهان حس برتر در آنان آشکار می‌ شود.

در باورهای سنتی معنوی هند باستان که حدود پنج هزار سال قدمت دارد از نوعی انرژی کیهانی بنام پــــرانا (perana) سخن گفته اند که این انرژی کیهانی تشکیل دهنده و منشاء اصلی حیات قلمداد میشود. پرانا یا نفس حیات، در تمام کالبدها دمیده شده و به آنها هستی می بخشد.
یوگی ها، جین ها، مرتاضان و عرفا با استفاده از ذن، مدیتیشن، مراقبه، فنون تنفسی و تمرینات جسمی تلاش می‌ کنند تا این انرژی را به تسلط خویش در آورده هشیاری و طول عمر فرا تراز حد معمول بدست آورند.

چینیان در هزاره سوم پیش از میلاد به وجود انرژی حیاتی بنام چــــی(chi) معتقدند،که تمام موجودات جاندار و بیجان متشکل از این انرژی اند.

چــــی که ترکیبی از دو قطب نیرو یعنی یین (yin) و یانگ (yang) میباشد. وقتی این دو نیرو در حالت متعادل باشند انسان تندرست و سالم است. و در صورت عدم تعادل دچار بیماری میشود.
غلبه نیروی یانگ موجب فعالیت شدید اعضاء بدن و برتری یین باعث کاهش فعالیت و نقصان در بدن خواهد بود. که حاصل هر دو حالت غیر متعادل بروز بیماریست. هنر طب سنتی چین و رشته های زیر مجموعه آن بر ایجاد تعادل بین یین و یانگ استوار است.
در مکتب عرفانی یهودیت کالابا ( kalaba) در حدود ۵۴۰ سال پیش از میلاد حضرت مسیح (ع) به همین دو نیرو به عنوان نور اثیری اشاره می کند که به آن کارنایین (karnaeen ) نیز اطلاق کرده اند. وبه عنوان مثال میکل آنژ در تندیس حضرت موسی (ع) کارنایین را به شکل دو شاخ نشان داده در حالی که میتوانسته آنرا با دو رشته نور نیز نشان دهد و شاید این کار او ناشی از معنی این لغت در زبان عبری باشد که دارای دو معنی شاخ و نور است. همچنین در اسطوره اسب شاخدار که سمبلی از عشق و الوهیت است، شاخی در پیشانی اسب سفید و نوری در اطراف او ترسیم شده است.
در کتاب عهد عتیق نیز درباره نوری جانداران خصوصاٌ انسانها اشاراتی متعدد شده است.

در کتاب علوم آینده نوشته جان وایت از ۹۷ فرهنگ مختلف که پدیده هاله را با ۹۷ نام مختلف می‌شناسند، یاد شده اس.

در بسیاری از مکاتیب تعالیم اسرار و رموزمانند مغ ها در متون قدیم ایران باستان، کاهنین در مصر باستان، و دیک (vedic) الهی شناسان، کیمیاگران، بومیان آمریکا، قبائل آفریقایی، بوداییان هندوستان، تبت، نپال، بودیست های ذن در چین و ژاپن و تفسیر متون سانسکریت، کنفوسیوس، فیثاغورث ، کریشنا و بسیاری دیگر.

از قرن شانزدهم میلادی به بعد افراد مختلف خصوصاً پزشکان زیادی که در پی کشف درمان بیماریها بوده اند و محققین معاصر در تعلیم نوین علمی موفق شده اند نتایج مشاهدات عینی خود را به این اطلاعات اضافه نمایند. نظریه وجود انرژی کیهانی که با تسلط به طبیعت و قابلیت نفوذ در تماس اجزاء آن توسط بسیاری از نظریه پردازان مطرح شده و به عنوان کالبد نورانی شناخته شده است. نخستین بار حدود پانصد سال قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) توسط پیروان فیثاغورث به ثبت رسیده است، آنان معتقد بودند این نور میتواند بر اندامهای بدن انسان تاثیر گذار بوده و درمانی بر بیماریها باشد.
دانشمندانی همچون بویراک (boirak) و لی بوالت (lee bovalt) در قرن دوازدهم نوعی انرژی را در بدن انسان شناسایی کردند که عامل تاثیر از راه دور در بین افراد است.
به نظر آنان هر کسی به دلیل حضور خود درهر جایی میتواند تاثیرات مطلوب یا نا مطلوب، مثبت یا منفی بر روی دیگران بگذارد و حتی میتواند این تاثیرات را تا فاصله های دوری روی دیگران منتقل نماید.
پاراسلسوس فیزیکدان و مصلح مذهبی سویسی (۱۵۴۱-۱۴۹۳ ) این انرژی را ایلیاستر(ILLiaster) نامید و آنرا ترکیبی از انرژی حیات و عنصر حیات میدانست.

هلمونت (HeLmont) ریاضیدان قرن نوزدهم، سیالی کیهانی را که در تمام طبیعت وجود و نفوذ دارد و ماده ای دارای جسم یا قابل تراکم نیست معرفی نمود به نظر او این سیال روح حیاتبخش خالصی است که در تمام کالبدها نفوذ میکند.

لایب نیتـــــــز (Leibnitz) دانشمند ریاضیدان نیز معتقد بود که عالم از عواملی تشکیل شده که هر یک منشاء انرژی بوده و خود محرک خویش هستند.

پدیده انرژی کیهانی در قرن نوزدهم توسط هلمونت و مسمر (Mesmer) که بنیانگذار مسمریسم بودند مطرح شد که بعدها به نظریه هیپنوتیزم تبدیل شد.

به نظر آنان اجسام و اشیاء ، جاندار و بیجان بوسیله این انرژی شارژ شده و کالبدهای مادی می‌توانند از فاصله های دور تاثیراتی یکطرفه یا متقابل بر هم داشته باشند.

با طرح این نظریه فرضیه ای مطرح شد که بر اساس آن احتمال وجود میدانی از انرژی تا حدی با حوزه الکترو مغناطیسی قابل قیاس بود.

کنت ویلهم رایش باخ (Count WiLheLm Von Reich Bach) در قرن نوزدهم طی سی سال وقت خود را صرف انجام آزمایشهای تجربی اطراف نوعی حوزه انرژی بنام ادیک (Odic ) نمود به نظر او ادیک بخشی از خصوصیات حوزه الکترو مغناطیسی تشریحی، توسط جیمزکلرک ماکسول (Jemes Clerk Maxwell ) را دارا بود، او در کشف ادیک به این نتیجه رسید که قطبهای آهنربا نه تنها نماینده قطبیت مغناطیسی بلکه دارای قطبی منحصر بفرد بنام میدان ادیک هستند. سایر اشیاء مثل کریستالها هم بدون اینکه خاصیت مغناطیسی داشته باشند دارای این میدان هستند. ضمنا” میدان ادیک را نماینده مشخصات ذهنی ای چون (داغ، قرمزو نامطلوب) یا (سرد، آبی و مطلوب) دانست.

ضمن اینکه نتیجه گرفت قطبهای همنام مغناطیسی همدیگر را جذب نمیکنند ولی قطبهای همنام ادیک به سوی هم جذب میشوند، واین اصل یکی از مهمترین خواص پدیده هاله هاست.

رایش باخ رابطه بین انفجارهای الکترومغناطیسی خورشید و غلظت های حوزه ادیک مربوطه به هر کدام را مورد بررسی قرار داد و کشف کرد بیشترین تمرکز این انرژی در طیفهای قرمز و بنفش متمایل به آبی اشعه خورشیدی است و بارهای مخالف، مفاهیم ذهنی گرما و سرما را با درجات قدرت متفاوتی تولید می کند. او موفق شد طی یک رشته آزمایشات – نوسانات مربوطه را در یک طبقه بندی نوسانی قرار دهد.

تمام شاخصهای الکتریکی مثبت در افراد مورد آزمایش حس گرما را القا و عواطف نا مطلوب تولید کردند و شاخصهای منفی حس سرما و خوشایند را تولید نمود.
میزان قدرت این عواطف به نسبت وضعیت آنها در جدول نوسانی تغییر می کرد. دریافتهای حسی از گرما تا سرما متغییر و با رنگهای مختلف طیفها از قرمز تا نیلی مطابقت داشتند.
رایش باخ به این نتیجه رسید که میدان انرژی ادیک از طریق سیم قابل انتقال است، اما سرعت آن بسیار کند و تقریبا چهار متر بر ثانیه است (این مطلب در انتقال انرژی از راه دور تاثیر فراوانی گذاشت) و سرعت مذکور بیشتر به جرم عنصر تشکیل دهنده سیم بستگی دارد تا به درجه رسانایی آن او کشف نمود که این حوزه انرژی مثل حوزه الکتریکی می تواند اشیاء و اجسام را در محدوده خود باردار نماید. آزمایشاهای دیگر او نشان داد بخشی از این انرژی میتواند مانند نور ار طریق عدسی متمرکز شود، در حالی که بخش دیگری از آن از اطراف عدسی دفع میشوند، درست مثل شعله شمعی که از اطراف موانع جریان پیدا می‌ کند این بخش منحرف شده از حوزه انرژی ادیک در مقابل جریان هوا و برخی موانع مانند شعله شمع عمل میکند (انتقال انرژی شفا بخشی در برخورد با برخی موانع چنین عمل میکند) به نظر می رسد که طبیعتی همچون گاز مایع دارد. بر اساس این آزمایشات میدان هاله در طبیعت خود همچون سیالات است و در بعد انرژی مانند امواج عمل می کند.
به نظر اوجریان دریافت نیروی ادیک در بدن انسان تقارنی شبیه به آنچه در بلورها – در راستای محور اصلی وجود دارد ایجاد میکند. براساس این کشف تجربی،او سمت چپ بدن را به عنوان قطب منفی و سمت راست بدن را قطب مثبت دانست و این مساله با مفهوم یین و یانگ در چین باستان مطابقت دارد.

چاکرا چیست؟

چاکرا به معنای چرخ،مر کز انرژی آگاهانه است که در نقطه ای که(نادیها)یا (مجراها)به هم متصل می شوند و به شکل گل لوتوس هستند.قرار دارد .شش چاکرای مهم وجود دارد که در نادی سوشومنا (سوسمینا) یا (مجرای مرکزی)هستند.هنگامی که کوندالینی بیدار می شود،ناگزیر است در راه صعود به بالا تمام چاکر ها را سوراخ کند. به عبارت دیگر در داخل سوشومنا،شش چاکرا وجود داردیا شش مرکز معنوی ، که مسیر و حرکت ک.ندالینی را در حین صعود به (ساهاسرارار)مسدود کرده اند .هنگامی که چاکتی(کوندالینی همان چاکتی استو چاکتی هم به معنای انرژی برتر است)بیدار می شود، تمام این چاکراها ،سوراخ خواهند شد.

مراکز چاکرای های بدن

این چاکراها در کالبد اثیری هستند و به گفته سوامی موکتاناندا:شما هر گز با مطالعه کردن کتب علمی و یا کتب عرفانی ،قادر به کشف کردن آنها در داخل کالبدتان نخواهید بود.دانشمندان امروزی، هنوز موفق نشده اند این چاکراها را در دستگاهخ های خود،ثبت کنند زیرا
این چاکراها ماهیتی بی اندازه لطیف و نا مملوس و نامحسوس دراند.لیکن چنانچه دست به تمرینات جدی یوگا و مراقبه بزنید،یقیناُ موفق خواهید شد حضور انها را در وجودتان تجربه کنید،و بالا رفتن کوندالینی بیداریتان را به سمت بالا به سوی سوشومنا تجربه کنید.

نویسنده کتاب پژوهشی در باره روح و شبح ، درباره چاکراها و قالبهای بدن چنین می گوید:
در بین قالبهای روح انسانی ، ما فقط ((قالب عنصری)) را با حواس ظاهری خود درک می کنیم .قالهای دیگر با قالبهای عنصری ما روابط بسیار عمیق و نزدیکی دارند؛نزدیکترین قالب به قالب عنصری ((قالب اثیری))است که از یک عنصر بسیار لطیف تر از ماده تشکیل شده است ، فقط اشخاص ((پرتو بین))می توانندآن را درک نمایند .قالب اثیری انسان که در حقسقت پوششی است بر قالب عنصری در اشخاص معمولی شکل ابر خاکستری رنگ کم نوری نمایان است.

ولی در اشخاصی که از لحاظ روحی و معنوی پیشرفته هستند ، روشن تر و نورانی تر و دارای شکل منظمی است و مرتباً امواجی از قالب اثیری آنان ساطع می شود که اشیائیکه در جوار این امواج هستند آن امواج را جذب کرده و به تدریج پس می دهند.خاصیت قالب اثیری این است که اولا پرانا(ماده و عصاره اصلی حیات)را به بدن می رساندو ثانیا به وسیلهمراکز نورانی که در قالب اثیری وجود دراند و آنها را با زبان سانسکریت((چاکرا)) چرخ می گویند، قوای فوق حیاتی را از قالبهای اثیری بالا گرفته به قالب اثیری و با لنتیجه به قالب عنصری می رساند،ثالثاًقالب اثیری نظم سلولها و وحدت روحی و هماهنگی را در قالب عنصری تامین می نماید.

ولی نباید فراموش کرد قالب اثیری مستقل از قالب عنصری نیست هر دو باهم بوجود می آیند.
پس از مرگ قالب عنصری، قالب اثیری حداکثر تا یک هفته می ماند و بعد متلاشی می شود. قالب اثیری قبل از متلاشی شدن گاهی به شکل فانتوم در بالای جسدمردگان پدیدار می شود.در اثر تمرکز یا نیروی مغناطیسی،قالب اثیری ممکن است از خود ماده ای به نام (اکتو پلاسم)بوجود اورد که در اسپریتیسم شکل می گیرد که آن را(پریسپری) می گویند.

لازم است اشاره کنیم که (پریسپری) یا قالب مثالی، مواد اکتوپلاسم نیست بلکه شبح با استفاده از آن تجسم پیدا می کند.

قالب اثیری مراکزی دارد که ((چاکرا)) یا ((دولاب)) نامیده می شوند:
۱-چاکرای اول ،در انتهای ستون فقرات قرار گرفته و مانند گل لوتوس چهار پر دارد.
۲-چاکرای دوم،روی سپرز (طٌحال) قرار گرفته و شش پر دارد.
۳-چاکرای سوم، روی ناف قرار گرفته،ده پر دارد
۴-چاکرای چهارم،روی قلب قرار گرفته ،دوازده پر دارد.
۵-چاکرای پنجم،روی گلو قرارا گرفته،شانزده پر دارد.
۶-چاکرای ششم، بین دو ابرو قرارا گرفته در هر طر ۴۸ پر دارد که مجموعاً ۹۶ پر می باشد.
۷-چاکرای هفتم،روی سر قرار گرفته و ۹۶۰ پر دارد.

(در کتاب کندالینی به ۶ چاکرا اشاره شده است و ناگفته نماند که ۷ چاکرا تناسلی با اطوار سبعه(هفتگانه) دل دارند)

این مراکز که به شکل چرخ هستنددائماًدر دورانندو نیرویی از عالم بالا گرفته ، ساطع می نمایند و با همدیگر نیز هماهنگی دارند. درخشندگی و چرخش این دولابها با تمرینات خاص و تزکیه نفس ارتباط داردو هرکدام نیروی خاصی به انسان می دهد و هر کدام نیز به زنگ خاصی درخشندگی دارد.

چاکراهی مهم در بدن انسان ۷ تا می باشند که دائما در حال چرخش به سر می برند. چرخش چاکراها در مردان به سمت راست (در جهت عقربه های ساعت) و در زنان به سمت چپ می باشد. وقتی درمانگران می خواهند چاکرایی را تقویت کنند می توانند در جهت چرخش چاکراها کار درمان را انجام دهند. مثلا در رایحه درمانی می توان مواد معطر را به صورت دورانی در جهت چرخش چاکراها حرکت داد یا اگر با سنگ های قیمتی می خواهید روی چاکراها تأثیر بگذارید باز می توانید جهت چرخش چاکراها را در نظر داشته باشید.

فعال کردن چاکرای اول:

چاکرای اول ما را به دنیای فیزیکی وصل می کند. انرژی های کیهانی را به بدن فیزیکی و سطح مادی بدن می فرستد. آنهایی که موفق به گشودن این چاکرا شده اند حیات بر روی کرة‌زمین را کاملا قبول دارند و به وجود فیزیکی شان پاسخ مثبت می دهند و برای زندگی کردن آمادگی دارند و هماهنگ با نیروهای مادی عمل می کنند. رنگ این چاکرا قرمز است. قرمز رنگ انرژی و فعالیتی است که از هستة‌ درونی سیاره ما بیرون می زند و به ما ثبات دنیوی می دهد. در عین حال انرژی لازم را برای ابراز وجود خلاق می دهد. چینی ها معتقدند این چاکرا جایگاه اصلی ناخودآگاه جمعی است و از طریق این چاکرا می توان به دانش انباشته شدة‌ ناخودآگاه جمعی دست یافت. برای حفظ تعادل درونی،‌این چاکرا باید هماهنگ با چاکراهای دیگر عمل کند.

فعال کردن چاکرای دوم:

چاکرای دوم مرکز احساسات نخستین تصفیه نشده انرژی …. و خلاقیت می باشد. عملکرد هماهنگ چاکرای دوم باعث می شود که در ارتباط با دیگران خصوصا در برابر جنس مخالف رفتاری طبیعی داشته باشید و جریان انرژی خلاق حیات را در درون بدن و روان ذهن تان جاری احساس کنید. این هماهنگی باعث می شود که نه تنها در زندگی خودتان که برای دیگران نیز انگیزه ایجاد کنید.

مهتاب و تماشا یا لمس آب های زلال خارج از شهر چاکرای دوم را فعال می کند. ماه به خصوص در زمان بدر کامل احساسات شما را زنده می کند و باعث می شود تا پیام های روح تان را از راه تجسم و رویاهایتان بگیرید. مشاهدة‌ آب های زلال طبیعی و یا غوطه ور شدن در آن یا نوشیدن جرعه أی از آب چشمه در پاکسازی و تزکیه روح به شما کمک می کند و باعث آزاد شدن احساسات تان از گرفتگی ها و گره ها می شود به این معنا که نیروی حیات مجددا می تواند آزادانه در درون تان جاری شوداگر بتوانید مشاهدة‌ ماه و لمس اب را همزمان تلفیق کنید اثر آن بر روی چاکرای دوم چشمگیر خواهد بود

فعال کردن چاکرای سوم:

رنگ طلایی نور خورشید خصوصیات چاکرای سوم شما را تقویت می کند. تماشای مزرعه ای از گندم های رسیده در زیر نور خورشید نیز چنین اثری دارد. برای رهایی از غم به گل آفتابگردان نگاه کنید.

فعال کردن چاکرای چهارم:

چاکرای چهارم یعنی چاکرای قلب در شما فعالیت متعادلی ندارد. هر شب چند لحظه قبل از خواب مصوت ” آ ه” را با نت فا تکرار کنید. این مصوت نشانه پذیرش زندگی است.این مصوت عشق را در شما متوجه افراد دیگر می سازد وچاکرای قلب شما را که به خاطر عشق دیگری مسدود شده باز می کند.آگر اتاق جدایی برای خود دارید در اسرع وقت دیوار های آن را به رنگ صورتی در آورید. از نظر رایحه درمانی عطر گل محمدی امواج شفا بخش آزرده دلی رادر خود دارد. حتی المقدور گلدانی از این گل تهیه کرده و در زمان های دلتنگی با نفس عمیق عطر آن را وارد ریه های خود کنید تا اثر معجزه آسای آن را به سرعت دریافت کنید.

پیاده روی آرام در فضای سبز، چاکرای قلب را هماهنگ می کند. هر دانة‌ شکوفه حامل پیامی از عشق و شعف پاک است به این شکوفه ها مخصوصا به گل های صورتی رنگ نگاه کنید تا چاکرای قلب شما سالم بماند. آسمان صورتی با ابرهای لطیف به قلب شما روشنایی می بخشد. موسیقی کلاسیک و آهنگ های عرفانی اثر پاک کننده بر این چاکرا دارد.

این چاکرا در وسط قفسة سینه هم سطح با قلب قرار دارد . چاکرای قلب جایگاه عمیق ترین و پر شورترین احساسات عاشقانة ماست.

اگر این چاکرا درست کار نکند دائما می خواهید در خدمت دیگران باشید و سخاوتمندانه عمل کنید بدون آن که حقیقتا به سرچشمة عشق وصل باشید. همیشه در ازای «عشقی» که می دهید انتظار سپاس و قدردانی دارید. مهر و محبت دیگران شما را شرمنده می کند و شاید احساس می کنید که به عشق دیگران نیازی ندارید.

اگر چاکرای قلب کاملا بسته باشد علایم خود را با سردی،‌ بی تفاوتی و سنگدلی نشان می دهید.
کسانی که چاکرای قلب فعالی دارند معمولا به سمت چپ و حدود ۵ تا ۶ ساعت در شب می خوابند.
رنگ سبز جنگل ها چاکرای قلب را هماهنگ می کند. استفاده از رنگ صورتی حتی در ملحفه و روبالشی باعث می شود احساس عشق و مهربانی در شما بیدار شده و شادی کودکانه ای به بار بیاورد.

فعال کردن چاکرای پنجم:

چاکرای پنجم بین حفرة گردن و حنجره قرار دارد. مرکز ظرفیت بیان، ارتباط و الهام انسان است. ارتباط برقرار کردن در زندگی شخصی عمدتا از راه صحبت کردن و همین طور با حرکت صورت می گیرد که مربوط به این چاکرا می باشد.

اگر این چاکرا هماهنگ کار کند می توانید کاملا ساکت بمانید و از صمیم قلب به دیگران گوش داده و حرف هایشان را درک کنید. گفتارتان خلاق و پرشور بوده و در عین حال کاملا واضح است. صدای شما پرطنین و خوش آهنگ است. وقتی با مشکل یا مخالفتی روبه رو می شوید با خودتان صادق باقی خواهید ماند و می توانید اگر بخواهید «نه» بگویید. نظر دیگران هم نمی تواند شما را تحت تأثیر قرار دهد یا فریب دهد.

اگر چاکرای پنجم هماهنگ کار نکند کلامتان خشن، بی ادبانه، سرد و جدی است. صدایتان نسبتا بلند و کلام تان فاقد معنای عمیق است. اگر چاکرای پنجم فعال باشد ۴ تا ۵ ساعت خواب در شب به طرف راست و چپ به طور متناوب می خوابید.
کارکرد ناهماهنگ چاکرای پنجم باعث می شود که عده ای از قدرت بیان شان برای گول زدن دیگری سوء استفاده کنند.

کم کاری چاکرای پنجم باعث خجالتی شدن، ساکت بودن و دورن گرایی می شود. در این صورت وقتی صحبت می کنید فقط در مورد چیزهای کم اهمیت زندگی بیرونی تان حرف می زنید.
نور آبی و شفاف آسمان صاف چاکرای پنجم را هماهنگ می کند برای جذب کامل رنگ آبی آسمان، روی زمین دراز بکشید و رلکس باشید، و وجود درونی تان را رو به گستردگی لایتناهی افلاک باز کنید.
انعکاس آسمان آبی بر آب و صدای آرام امواج شما را از عواطف و احساسات نهفته تان و این که به شما چه می خواهند بگویند آگاه می سازد.

فعال کردن چاکرای ششم:

چاکرای ششم در فاصلة‌ یک انگشت بالای پل بینی در وسط پیشانی قرار دارد که جایگاه نیروهای ذهنی متعال، تشخیص ، حافظه و اراده ماست.

درک شهودی و روش بینی مخصوص این چاکراست. عملکرد هماهنگ این چاکرا باعث می شود که ذهنی فعال و کل نگرانه داشته باشید. توجه به حقایق اسرار آمیز نیز به این چاکرا مربوط می شود.
کسی که چاکرای ششم در او عملکرد ناهماهنگی دارد، بیش از حد روی حوزة‌ عقل پافشاری می کند و تصمیمات زندگی اش منحصرا با عقل و منطق صورت می گیرد . این افراد تنها چیزهایی را قبول می کنند که ذهن شان بتواند درک کند و به آسانی قربانی تکبر روشنکفرانة‌ خود می شوند.
کم کاری چاکرای ششم باعث می شود که تنها حقیقتی را ببینید و باور کنید که در جها ن بیرون قابل دیدن باشد. در این صورت حقایق روحانی را رد کرده و افکار پریشان و آشفته ای خواهید داشت. کسانی که خیلی فراموش کار بوده و بینایی ضعیفی دارند اغلب چاکرای ششمشان کم کار است. اشخاصی که ۴ ساعت به حالت خواب و بیدار هستند چاکرای ششم شان فعال است.
تماشای آسمان آبی پررنگ و پر ستارة‌ شب چاکرای ششم را فعال می کند.

ارتباط وضو با چاکرا ها:

اصولاً قبل از خواندن نماز وضو می گیریم .قبل از انجام هر کاری توصیه شده که باید با وضو انجام گیرد. در زمانی که بدن انسان به هر دلیل ناپاک می گردد توصیه به غسل و وضو شده است. ما که مسلمانیم فلسفه غسل و وضو و خیلی از اعمال دینی را نمی دانیم و فقط طوطی وار انجام می دهیم و باید گفت که دانش و آگاهی نور است , حرکت در شاهراه است که در نهایت ، انسان را به سر منزل مقصود می رساند. بعلاوه دانش و آگاهی از چیزی می تواند اعتقاد و التزام انسان را نسبت به آن افزایش دهد و دید انسان نسبت به موضوع مربوطه را وسیعتر گرداند. بنابراین اگر وضو, نماز و دیگر اعمال را با دانش و تدبیر انجام دهیم , به نور می رسیم .

باید ذکر کرد که علاوه بر موارد واجب , در احادیث آمده که به هنگام تب , سردرد , عصبیت , دل پیچه و غیرو وضو بگیرید . دلیل آن چه می تواند باشد؟

چرا در وضو مردان باید از پشت آرنج آب بریزند ولی خانمها باید از قسمت تای دست (جلو) اینکار را انجام دهند؟ چرا بهتر است بعد از وضو بدن را خشک نکنیم؟ فلسفه سجده چیست ؟ چرا گفته شده اگر مهر را کمی جلوتر از حالت عادی قرار دهیم بهتر است ؟ فلسفه ذکر چیست و هزاران سوال دیگر که یک مسلمان موظف به دانستن آن است . سعی شده که در این مختصر , با استفاده از کتب اساتید فن و سایتهای مختلف به سوالات فوق تا حدودی پاسخ داده شود.

در اینجا به مشاهده اتفاقاتی که در چاکراها و هاله فرد در هنگام عمل وضو روی می دهد , پرداخته می شود. بررسی وقایعی که برای هاله و چاکراها در هنگام نماز روی می دهد خود جای تحقیق فراوان دارد. اما قبل از آن بهتر است که به یک مورد علمی اشاره کنم. باید گفت که توسط دوربینهای مخصوص هاله بینی می توان به شکل هاله در هنگام اعمال فوق پی برد . بنابراین لازم می دانم در ابتدا در باب این ابزار توضیحی ارایه کنم. در واقع برای دیدن هاله باید چشم انسان شرطی شود و این امر بهتر است که بوسیله عینکهای مخصوص با لنزهای رنگی صورت گیرد. البته بدون ابزارهای فوق هم می توان به این مهم دست یافت ولی زمان می برد. از راه عکسبرداری kirlian (عکسبرداری پیشرفته ای که دانشمند روسی سیمون د. Semjon D. و همسرش والنتیناک . کرلیان Valentina K. Kirlian تهیه وثبت کرده اند ) این تشعشعات را می توان مشاهده کرد که در زیر نمونه های از آن در انسان , قارچ , گیاه و غیره آورده شده است .

شکل۱- هاله های اطراف انگشتان دست توسط عکسبرداری کرلیان

شکل۲- هاله های اطراف یک نوع قارچ که سمت راست بطور مصنوعی و سمت
چپ بطور طبیعی رشد کرده

شکل۳- هاله های اطراف یک برگ

امواج هاله از مادون قرمز و ماورای بنفش تشکیل شده است. در طرحهای علمی عینکها و لنزهای مخصوص, از چشم انسان در برابر این امواج محافظت بعمل می آید. البته نتایج مشابهی ممکن است بدون استفاده از عینک حاصل شود و آن حساس شدن چشم با خیره شدن به یک صفحه زرد رنگ است که اعصاب شبکیه را نسبت به رنگ قرمز و سبز خسته می کند و همان موقع حساسیت بیشتری نسبت به رنگ آبی حاصل می گردد. در زیر نمونه ای از عینک مشاهده چاکراها هم آورده شده . رنگ دسته هر عینک , نوع چاکرایی را که با آن عینک می توان مشاهدا کرد نشان می دهد. مثلا” رنگ قرمز دسته , عینک مربوط به مولادهاراچاکرا (چاکرای اول است ) و رنگ سبز مربوط به آناهاتا چاکرا (چاکرای قلب ) می باشد که از سایت (www-assets_eyeglasses_com) گرفته شده است.

شکل۴- عینک مخصوص مشاهده چاکرای قلب (چون رنگ دسته سبز است)

اکنون باید گفت که وضعیت انرژیکی انسان قبل و بعد از عمل وضو را می توان مقایسه نمود. مشاهده شده که عمل وضو بیشتر چاکراها و نادی ها (کانالهای انرژی) را فعال و بزرگ می کند. در اینجا لازم می دانم که مطالبی را از کتاب انرژی درمانی (چو-آ-کوک سویی ) که مترجم آن جمشید هاشمی (آرام) می باشند بدلیل جالب و علمی بودن عینا” ذکر کنم :

” مشاهده شد که انجام عمل وضو بطور کلی اکثر چاکراها و کانالهای انرژی را بزرگ و فعال می کند . اما نکته جالب آن است که در این عمل , میزان افزایش در چاکراهای پایینی بسیار بیشتر از چاکراهای بالایی است. یعنی اگر چاکراهای بالایی تا ۵/۱ برابر بزرگتر شده اند , چاکراهای پایینی (قاعده ای , جنسی و نافی) به راحتی تا دو برابر و حتی بیشتر رسیده اند. و ایشان می نویسند که: “در ادامه رعایت چنین آدابی است که تجربیات خداشناسی آغاز می شود. بررسی انرژیکی وضو , پیوند زیبای آن با فریضه ای همانند نماز را به خوبی نشان می دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سیل انرژی عظیمی برنمازگزار جاری می شود. تمیز بودن کانالهای انرژی فرد و فعال بودن چاکراهای وی , باعث می شود تا انرژی الهی به میزان بیشتری جذب و درک شود و بطور کلی پتانسیل نمازگزار برای مبادله میزان انرژی بیشتر فراهم شود. لذا توصیه می شود قبل از پرداختن به هر عمل دیگری –همانند قرائت قرآن یا دعا خواندن –با وضو باشیم. این عمل باعث می شود تا آنچه که از آن قرائت یا دعا قرار است نصیبمان شود, دو چندان شود.

هنگامی که نیت بر عمل وضو صورت می گیرد (ولو در ذهن ) “ریسمان روحی” – (که توسط روشن بینان دربالای سر هر انسان مشاهده شده و در افراد معمولی به نازکی تار عنکبوت است ولی در افراد پیشرفته روحی تا یک سانتیمتر می تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر می شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاکرا (چاکرای هفتم ) است و این چاکرا سرچشمه و نقطه شروع تجلی تمام چاکراهاست. در ادامه باید گفت که هرچه چاکرای ساهاس رارا بیشتر باز باشد میزان گره ها و قفلهای شش چاکرای باقی مانده باز شده و انرژی هایشان با بالاترین فرکانسهای ممکن ساطع می گردد. به محض اینکه چاکرای تاج کاملا” آگاه شود , کار جذب انرژی کیهانی اش به پایان می رسد و شروع می کند به تشعشعات انرژی بر طبق آکورد خودش.واین است آن رمزی که می گویند باید همیشه نیت خیر داشته باشید. با تفکر به نیکیها و داشتن نیت پاک هر لحظه بر میزان باز شدن ساهاس رارا افزوده می گردد. که با قطورتر شدن آن انرژی روحی بیشتری (شیوا) بدرون فرد وارد می گردد (وجه خالص انرژی الهی).

حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را می شوییم , پوست بدن که قابلیت جذب و نگهداری میزان زیادی انرژی را در خود دارد ؛ انرژی های اضافی ناشی از مشغله ها , استرسها , امواج منفی و دیگر موارد است در آن هستند را رفع میکند. ما حداقل در روز سه بار وضو می گیریم و با اینکار سه بار پاکسازی صورت می پذیرد. البته میزان انباشت انرژی منفی در پوست صورت بدلیل حساسیت بیش از اندازه آن، از سایر جاها بیشتر است.

با دست کشیدن روی فکها بر چاکرای فرعی فک تاثیر می کنیم و این عمل اثر مستقیمی روی سیستم اعصاب و حافظه دارد. از نظر علمی آب قادر است مقدار زیادی انرژی را در خود ذخیره سازد .حال چرا از آب سرد بجای آب گرم استفاده کنیم؟ علت آن این است که آب سرد قابلیت جذب انرژی بیشتری نسبت به آب گرم دارد (آبگرم بدلیل فاصله زیاد بین ملکولی, خود حاوی مقدار زیادی انرژی است و قابلیت جذب زیادی ندارد).

در مرحله بعد با هر دست روی دست دیگر آب میریزیم. در بیان علت آن باید گفت که اصلی ترین کانال انرژی بدن , در اصطلاح “سوشومنا” می باشد که این کانال اصلی, در ناحیه شانه ها به دو کانال فرعی تقسیم می گردد که در نهایت به دو دست می رسد . در ادامه , این کانال اصلی, در ناحیه خارجی به دو بخش دیگر تقسیم شده, وارد پاها می گردد. در امتداد این کانال اصلی , کانالهای فرعی دیگری موجود است که هر کدام به عضو و اندام خاصی بر می گردد. در جای جای سوشومنا مخروط مانندهای کوچک و بزرگی وجود دارد که دایما” در حال چرخش هستند(چاکراها). حال ما بر آرنج(برای مردان) آب می ریزیم و دست می کشیم تا انتهای انگشتان, با این کار انرژی های منفی از این کانال فرعی زدوده می شود .حرکت روبه جلو باعث تحریک این نادی و تخلیه شدید انرژی راکد و منفی در آن می گردد . لمس کردن تا کف دست و نوک انگشتان ادامه می یابد . به این می ماند که انرژی های منفی را مشایعت می کنیم تا کاملا” خارج گردد. با این عمل هم چاکراهای کف دست بدلیل لمس سریع فعال می شوند وهم بین انرژی های چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت می پذیرد .

در توضیح تبادل دو دست باید گفت که در فلسفه قدیم چین , شناخت به سه مهم تقسیم می شود :
۱-یانگ : بمعنی “روشنایی خورشید”(مثبت). از خصوصیات آن خورشید , آسمان , فعالیت , درخشندگی و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سیاهرنگ است , رقم آن فرد و سایر ارقام یانگ نیز طاق هستند.

۲-این : بمعنی “فقدان روشنایی ” و به معنی سایه , تاریکی است (منفی) . از خصوصیات آن زمین , ماه , عدم فعالیت , کدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفیدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.

۳-تائو: وجود تضاد بین شب و روز, اختلاف روشنایی و تاریکی , گرما و سرما , خشکی و رطوبت می باشد. این قانون جوهر و چکیده عالم است.

در واقع با اتصال دست چپ وراست به یکدیگر بین این دو انرژی تبادل صورت می گیرد .
مرحله بعد مسح سر است. با این عمل ساهاسرارا چاکرا تحریک می گردد . قبلا در مورد تحریک آن و تاثیرات آن در سطور پیشین توضیح داده شده است. از دیگر تاثیرات آن می تواند ایجاد تعادل بین نیمکره های چپ و راست بدن کند و به این ترتیب در احساسات و عواطف (نیمکره راست) و نیز در تفکر و منطق متعادل گردد.

مرحله بعدی مسح پاهاست که دو اثر دارد. اول اینکه نیمه بالایی بدن با نیمه پایینی تبادل انرژی می کند و به این ترتیب نوعی توازن صورت می گیرد.
تاثیر دوم آن تحریک چاکراهای کف پاست و این امر سبب دریافت انرژی بیشتر از زمین می گردد . به این طریق , یعنی با تداوم وضو در کارها , چاکراهای پاها همواره تقویت شده و لذا همواره انرژی بیشتری از طریق پاها وارد مولادها را چاکرا و شواد هیستانا چاکرا (چاکرای جنسی) می گردد و به این طریق فرد کمتر دچار خستگی می گردد. به این ترتیب فرد دارای استحکام و قوت درونی می گردد.

فرد با خوش بینی بر روی زمین زندگی کرده, همواره شاکر و سپاسگزار خداوند خواهد بود. ورود انرژی بیشتر به مولادهارا خیلی اهمیت دارد چرا که این چاکرا اساس نیروی حیات تمام چاکراهای بالاتر را شکل می دهد و سرچشمه نیروی حیات است. در این چاکرا منبع لایزال انرژی کندالینی (یانگ) وجود دارد . سوشومنا , آیدا و پینگالا که سه کانال اصلی انرژی بدن هستند نیز از این چاکرا شروع می شوند.

در زیر جدولی ارایه شده است (از کتاب انرژی درمانی چو-آکوک سویی-ترجمه و تالیف جمشید هاشمی ) که تاثیر وضو بر چاکرا را نشان می دهد.

نوع چاکرا و هاله

قبل از وضو(سانتیمتر)

بعد ازنیت کردن(سانتیمتر)

بعد از وضو(سانتیمتر)

نیم ساعت بعد(سانتیمتر)

هاله سر

۳۰

۱۱۰

۶۵

۷۰

هاله شانه

۲۵

۱۱۰

خیلی بزرگ

۷۰

هاله شکم

۲۵

۱۱۰

خیلی بزرگ

۷۰

هاله پاها

۲۰

۱۵۰

خیلی بزرگ

۷۰

مولادهارا ( چاکرا۱)

۲۵

۹۰

خیلی بزرگ

۵۰

سوادهیستانا ( چاکرا۲)

۴۰

۹۰

خیلی بزرگ

۱۰۰

چاکرای منگ مین

۲۰

۲۰

۳۵

۱۵

چاکرای ناف

۱۵

۲۰

۴۰

۳۰

طحال جلویی

۳۵

۲۵

۲۵

۱۵

طحال پشت

۴۰

۵

۶۰

۱۵

شبکه خورشیدی جلویی(چاکرا۳)

۵۵

۴۰

۸۰

۲۰

شبکه خورشیدی پشتی
(چاکرا ۳)

۵۵

۴۰

۸۰

۲۰

قلب جلویی (چاکرا ۴)

۵۰

۵۰

۸۰

۱۰۰

قلب پشتی (چاکرا ۴)

۵۰

۵۰

۸۰

۱۰۰

گلو (چاکرا ۵)

۵۰

۵۰

۱۱۰

۷۰

آجنا (چاکرا ۶)

۵۰

۵۰

۸۰

۱۰۰

پیشانی

۲۰

۵۰

۱۵

۱۰

تاج (چاکرا ۷)

۵۰

۱۱۰

۱۴۰

۱۰۰

کبد

۳۵

۲۰

۲۵

۱۵

دست و پا

۴۰

۱۱۰

خیلی بزرگ

۷۰

در ضمن ذکر چند نکته لازم است و آن اینکه اثرات فوق زمانی قابل توجه است که ما در وضو تداوم داشته باشیم (در این مورد علمای دین ما سفارش های زیادی در مورد دائم الوضو بودن دارند.) که به مرور اثرات آنرا آشکارا لمس خواهیم کرد.
در ضمن امروزه نرم افزارها و دستگاههایی هستند که فرد از طریق آن می تواند شکل هاله ها و چاکراهای خود را مشاهده کند و اثرات وضو را امتحان کند و نتایج جدول فوق را به عینه ببیند.

تبادل انرژی با نماز خواندن

‌نماز، تسبیح خداوند است که موجب نزدیکی روحی و معنوی ما با او می‌گردد. نماز خواندن، تبادل انرژی‌های منفی و معیوب با انرژی‌های مثبت و روحانی است که این تبادل در حالت‌های مختلف نمازخواندن، متفاوت بوده و به شرح زیر می‌باشد:

حالت ایستاده: تبادل انرژی با زمین‌ از طریق چاکرای کف پاها و گرفتن انرژی معنوی از چاکرای سر می‌باشد.

حالت رکوع: تبادل انرژی بالاتنه با پایین‌تنه‌ از طریق چاکرای کف دست‌ها و چاکرای روی زانوها می‌باشد.

حالت سجده: تبادل انرژی‌های منفی با زمین از هفت منطقه‌ی چاکرای پیشانی، چاکرای زانوها، چاکرای کف دست‌ها و چاکرای روی پاها و گرفتن انرژی مثبت زمین از طریق این چاکراها می‌باشد. انرژی زمین، احساس شادی، رضایت، امید، لذت و میل ‌ادامه‌ی حیات را ایجاد می‌کند.

در حالت سجده، چاکرای پیشانی که مرکز استدلال و منطق است، متعادل می‌گردد. افرادی که سجده‌های طولانی‌تری داشته باشند، می‌توانند این چاکرا را متعادل‌تر ساخته و به افرادی ‌منطقی‌تر و حتی روشن‌ضمیر تبدیل گردند. این چاکرا، مرکز خلاقیت‌ها، الهام‌ها، منطق و استدلال است.‌ در اسلام نیز سجده‌ی طولانی سفارش شده است.

تحقیق‌ها بر روی یکی از ورزش‌های «یوگا» که بسیار شبیه به انجام سجده است، نشان داده که سجده‌ی مداوم و مکرر به ‌خصوص طولانی‌ می‌تواند:

– موجب بالارفتن سطح منطق و استدلال گردد. (به علت فعال شدن چاکرای چشم سوم) ‌

– سبب فعال شدن چاکرای آجنا ‌(وسط پیشانی) و سبب روشن‌بینی و اشراق گردد.

– موجب افزایش سطح آگاهی و کنترل انرژی‌های روانی (به دلیل فعال کردن چاکرای چشم سوم و آجنا) گردد.

– سبب کشیدگی ماهیچه‌های پشت و آسودگی ماهیچه‌های کمر و اتصال بین مهره‌ها گردد.

– سبب رهاشدن دیسک‌های ستون فقرات و به حالت طبیعی درآمدن مهره‌ها گردد.

– سبب آرامش اعصاب سمپاتیک، تنظیم‌ غده‌ی آدرنال و به موجب آن‌ها، تسکین‌دهنده و کاهش‌دهنده‌ی خشم و عصبانیت باشد.

– به علت فشار به معده و فعال کردن چاکرای خورشیدی، دافع یبوست باشد.

– معالج بیماری «سیاتیک» باشد.

– موجب تبادل بیش‌تر انرژی‌های منفی بدن با انرژی‌های مثبت زمین از طریق چاکراهای کف دست‌ها، روی پاها، روی زانوها و روی پیشانی گردد.

حالت نشسته: در این حالت نیز تبادل انرژی با زمین از طریق چاکرای پاها و زانوها و چاکرای خاجی یا ریشه (در انتهای دنبالچه) صورت‌گرفته و انرژی روحانی از چاکرای تاجی یا سر گرفته می‌شود.

در این حالت، دست‌ها روی پاها است تا انرژی بالاتنه و پایین‌تنه با هم تبادل شده و گرد‌ش انرژی متعادل گردد.

حالت قنوت: در این حالت، تبادل انرژی از طریق کف دست‌ها اتفاق می‌افتد. در حین نماز‌خواندن، با گفتن ذکرها، انرژی خود‌درمان‌گر «آلفا» آزاد گشته و سپس در وضعیت‌های مختلف نماز، در کل بدن به گردش درمی‌آید. درضمن، با گرفتن دست‌ها در مقابل صورت در زمان قنوت، برگشت انرژیِ درمان‌گر به کمک صورت نیز اتفاق می‌افتد.‌

نماز و میدان مغناطیسی

آنگونه که از تصاویر به دست آمده از میدان مغناطیسی زمین پیداست،بطور شگفت‌انگیزی اگر انسان در هر نقطه از زمین رو به قبله بایستد،میدان مغناطیسی بدنش بر میدان مغناطیسی زمین منطبق می‌گردد و در مدتی که در نماز است میدان بدنش منظم می‌شود. یکی از نکات بسیار جالبی که پروفسور بور به آن دست یافته بود این بود که دریافته بود که در بدن تمام دانشجویان مؤنث ماهی یکبار تغییر ولتاژ شدید ایجاد می‌شود و میدان بدن به منظم‌ترین حالت خود میرسد و به همین دلیل است که زنان نیازی ندارند در این مدت نماز بخوانند.
اخیرا هم کشف شده است که قلب زنان منظم‌تر و قوی‌تر از مردان می‌زندو دلیل آن همین تغییر ولتاژ است.

نماز و بارهای الکتریکی

همانطور که قبلا اشاره شد بارهای زائدی که در اثر تحریکات الکتریکی اعصاب به وجود می‌آیند هم بر میدان بدن و هم بر امواج مغزی اثر سو دارند. و این اثرات در نواحی‌ای که اعصاب در آن تحرک بیشتری دارند،خطرات جدی‌تری ایجاد می‌کنند و باید هرچه سریعتر از آن نواحی دور شوند. به طرز حیرت ‌آوری می‌بینیم که این نواحی دقیقا نواحی هستند که در وضو شسته می‌شوند و بنابر تحقیقات صورت گرفته بهترین راه دفع این بارهای زائد استفاده از یک ماده رساناست که سریعترین و ارزانترین و بی‌ضررترین ماده برای این کار آب است و جالب اینجاست که آب هرچه خالص‌تر باشد سریعتر بارهای ساکن را از بدن ما به اطراف گسیل می‌دهد و هیچ مایعی مثل آب خالصی که در وضو به انسان سفارش شده این اثر را ندارد.
نماز و امواج مغزی

با دفع بارهای زائد بدن در وضو امواج مغزی در ایده‌ال‌ترین حالت قرار می گیرند.علاوه بر آن حالت تمرکزی که در هنگام نماز در انسان به وجود می‌آید،تشعشع امواج آلفا و نیز توانایی مغز در تولید این امواج را افزایش می دهد.

سجده ، مصونیت از بیماری

بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد سجده در نماز بسیاری از بیماری‌ها مثل سردرد، گرفتگی‌های عضلانی، تورم گردن، خستگی، کم هوشی و بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی را از بین می‌برد‌.
پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد موجهای الکتریکی برای جسم انسان ضروری است. عجیب اینکه بهترین راه برای خالی کردن بارهای الکتریکی زمانی است که انسان رو به قبله و در حالت سجده باشد. رو کردن به سوی مکه مکرمه (قبله)، بهترین حالت خالی شدن بارهای الکتریکی است، زیرا سجده انسان را از بیماری مصون می‌دارد.
علاوه بر اجر و ثواب، صحت و یکی از لطف و کرامتهای خداوند به بندگانش این است که در ادای نماز، سلامتی نیز می‌دهد. بدین خاطر است که وقتی قلب انسان از حرکت می‌ایستد با چند شوک الکتریکی با اذن و اراده خداوند، قلب دوباره به کار می‌افتد و زندگی مجدداً شروع می‌شود. اما هرگاه این بارهای الکتریکی در بدن زیاد شود برای بدن انسان مضر خواهد بود. بر انسان لازم است که این بارهای الکتریکی را از بدن خود خارج کند. انسان بارهای الکتریکی زائد را ، به خصوص در عصر حاضر که بدن وی در محاصره امواج مختلف الکتریکی و الکترومغناطیسی است، احساس می‎کند.
بهترین راه خالی کردن بدن از این بارهای الکتریکی خارج کردن آن بدور از داروها و آرامش بخشهای شیمیائی و عوارض جانبی آنهاست. سجده بارهای الکتریکی را از بدن خارج می‎کند. در این مطالعات به این نتیجه رسیده‌اند که انسان در حالت سجده، در تماس با زمین تمام بار الکتریکی زائد بدنش خارج می‌شود. زیرا در سجده هفت عضو انسان با زمین در تماس مستقیم قرار می‌گیرد.
پیامبر(ص) نیز در مورد سجده فرموده‌اند: امر شده‎ام به سجده کردن بر هفت عضو ؛ پیشانی، دو دست، دو پا و دو زانو.
بارهای الکتریکی به آسانی از این هفت عضو به زمین دفع می‌شوند و بدین خاطر انسان از بیماریهایی همچون سردرد و گرفتگی عضلات رهایی می‎یابد.

تاثیر نماز بر آرامش عضلات

گروهی از نویسندگان مسلمان، کوشیده‌اند، در حرکات حین نماز اعم از قیام و قنوت و رکوع و سجود جنبه‌هایی از نرمش عضلانی و ورزش بدنی را بجویند و آن را با نرمش‌های متداول دیگر که منجر به استراحت و آمادگی عضلانی می‌شوند، مقایسه کنند. اما دیدگاه ما به آرامش عضلانی ناشی از نماز، از دریچه دیگری است. دانش پزشکی امروزه، به اثبات رسانده است که اگر شخصی در ساعت حدود ۱۰ شب بخوابد و حدود ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شود (یعنی حدود ۷ ساعت خواب) در ساعت حدود ۱ بامداد، در بدن او برخی مواد شیمیایی شبه مرفین که به عنوان گروهی اندورفین‌ها و آنگفالین‌ها نامگذاری شده‌اند، ترشح می‌شوند که این مواد اثر مستقیم بر روی قسمتهای مختلف بدن از جمله عضلات اسکلتی دارند و منجر به راحتی و ریلکس شدن عضلات، در طول روز آینده برای فرد می‌شوند .
اما چنانچه شخص در ساعت حدود ۱۲ شب بخوابد و صبح روز بعد ساعت ۱۰ صبح از خواب برخیزد (یعنی حدود ۱۰ ساعت خواب) اندروفین‌ها و آنکفالین‌ها برخلاف حالت گذشته افزایش ترشح کافی پیدا نمی‌کنند و در نتیجه این امر، سبب می‌شود با این که این شخص حدود ۳ ساعت بیشتر از شخص قبلی خوابیده است، از آرامش و استراحت عضلانی به اندازه کافی بهره‌مند نشود.
و درست به همین علت است که هر چه خواب انسان بیشتر ادامه پیدا کند و مثلاً تا ساعت ۱۰ صبح طول بکشد، احساس خستگی و کوفتگی عضلانی پس از آن بیشتر خواهد بود .
و اما فریضه نماز با اثر درخشان و بی‌نظیری که در ایجاد بهداشت خواب دارد ، در این مورد نیز نقش بسیار موثری ایفا می‌کند. چرا که نماز صبح ضمن ایجاد الزام و وجوب برای سحرخیزی، انسان را خود به خود به سوی یک آرامش عضلانی ناشی از مواد شیمیایی درون ‌زا ، سوق می‌دهد.
بزرگان عرصه علم و اندیشه مانند استاد شهید مرتضی مطهری (ره) نیز برنامه زندگی خود را بر مبنای خوابیدن در ساعت حدود ۱۰ شب و برخاستن از خواب، حدود نیم ساعت قبل از اذان تنظیم کرده بودند ، تا از مواهب خدادادی و بی حد و حصر نماز، حداکثر فیض و بهره را ببرند.

چند نکته مهم :

– از نظر علمی ثابت شده ‌که میزان انرژی حیاتی، قبل و بعد از طلوع خورشید و قبل و بعد از غروب خورشید، به بالاترین حد خود می‌رسد و می‌بینیم که سفارش به نماز اول وقت، یعنی درست قبل از طلوع و غروب خورشید شده است‌ تا انرژی حیاتی بیش‌تری را دریافت‌ داریم.

– نماز و دعا و عبادت جمعی نیز بسیار قدرت دارد زیرا انرژی جمعی ایجاد می‌کند. به همین دلیل است که در اسلام، نماز جماعت و دعای جمعی، سفارش شده است.

– در اسلام نماز هنگام آیات سفارش شده است. امروزه نیز از نظر علمی، ثابت شده‌ که در زمان خورشید ‌گرفتگی و طوفان‌های خورشیدی، بیماری‌های روانی، شدت می‌گیرند. در ضمن، تغییر در قرص ماه یا گردش ماه و همچنین ماه‌ گرفتگی نیز با بیماری‌های روحی و روانی و شدت و نقصان آن مرتبط است. میزان انرژی‌های منفی آزاد شده طی زلزله، طوفان و سیل نیز افزایش می‌یابد و حال امروز بهتر می‌توانیم درک کنیم که چرا سفارش به خواندن نماز آیات‌ در زمان ماه‌ گرفتگی و یا خورشید‌ گرفتگی و بروز سیل، زلزله، طوفان و دیگر بلاهای آسمانی‌ شده است، تا با انرژی نماز و عبادت که نوعی انرژی الهی است، بتوانیم بر انرژی‌های منفی ماه ‌گرفتگی و خورشید گرفتگی غلبه کنیم

انرژی گرفتن از طریق نماز(انرژی درمانی با نماز)

انرژی گرفتن از طریق نماز – انرژی درمانی با نماز

انرژی گرفتن از طریق نماز شب

می دانیم انرژی باعث انجام کارها می شود: و بهترین زمانی که انسان می تواند انرژی بگیرد تا بتواند این انرژی را مصرف کند زمان خواب یعنی از ساعت (۱۲شب تا ۵ صبح) می باشد که انسان از طریق انرژیهای کیهانی کسب انرژی می نماید و در واقع شارژ می شود و بعد در طول روز از این انرژی به دست آمده اش استفاده می کند.

برای همین است که می گوییم باید خواب شب هر شخصی تنظیم شده باشد و بی موقع نخوابد تا بتواند این انرژی را کسب نماید.

نماز خواندن هم یکی دیگر از راه هایی است که بدین وسیله ما از خود خداوند انرژی می گیریم و بر عکس کارهای ضد ارزش هم مثل (اعتیاد، غیبت، کینه حسادت و ….) از ما انرژی می گیرند ولی کارهای خوب و ارزشی مثل (محبت، عشق، دوستی، انفاق و ….) به ما انرژی می دهند.

انرژی در تمام ذرات هستی وجود دارد حتی در فضایی که جرم وجود ندارد انرژی یافت می شود و ما هیچ جایی را نمی توانیم پیدا کنیم که در آن انرژی نباشد فقط باید از طریق حس آنرا دریافت کنیم.

این بستگی به ما دارد که آیا حس در ما به وجود آمده یا نه که انرژی ما فعال شود.

اگر ما نخواهیم انرژی را فعال نماییم نمی توانیم هیچ سیگنالی را دریافت کنیم یعنی سیگنالهایی مثل (عشق، محبت، ایمان و ….) که به طرف ما فرستاده می‌شوند را نمی‌توانیم بگیریم و این درست مثل این می‌ماند که من می خواهم به یک نفر بگویم او را دوست دارم اما نمی توانم چرا؟

چون: در پشت آن انرژیی وجود ندارد و برای همین است که طرف سیگنال دوست داشتن مرا دریافت نمی‌کند پس وقتی می خواهیم کار خوبی انجام دهیم حتما باید انرژی داشته باشیم.

در مورد یک همسفر:
افکار زیاد، فکر کردن به نیروهای منفی یک مسافر، کارهای ضد ارزشی انجام دادن خود همسفر باعث می شود انرژی او هدر رود پس نباید استفاده بی رویه از انرژی خود بکنیم بلکه از این انرژی استفاده بهینه نماییم تا همیشه انرژی داشته باشیم.

مفهوم کارهای دیگران برای ما و آنچه که از کارهای آنان به نظرمان می‌رسد بستگی به انرژیی که ما داریم دارد یعنی اینکه بستگی به ماهیت انرژیمان دارد چون انرژی همان انرژیست فقط می توانیم از شکلی به شکل دیگر تبدیلش نماییم و این را اصل بقای انرژی می گویند چون انرژی فقط از صورتی به صورت دیگری تبدیل می شود ولی باز هم همان انرژیست.

راز ماندگاری اشعار حافظ از نظر شیخ جعفر مجتهدی

راز ماندگاری اشعار حافظ از نظر شیخ جعفر مجتهدی

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ      از یمن دعای شب و ورد سحری بود

باطن حافظ به نور ولایت منور و مشام جان او به عطر ملکوتیان عالم قدس معطر بوده است. اگر عارفی چون حافظ نداند که این اشراقات از کدام کانون نوری در آیینه جان او می‌تابد، که عارف نیست!

تاکنون از زوایای فراوانی به شعر حافظ نگاه شده و شروح متعددى برغزلیات خواجه راز نگاشته شده است؛ اما اینکه حافظ شیعه بوده یا سنّی و چه نوع اعتقادی نسبت به اهل بیت پیامبر علیهم ‏السلام داشته، موضوع دیرینی است که اختلاف نظرهای بسیار در آن، نشان از بی‏ثمر بودن بحث دارد با اینکه شیعه بودن او در اصول دین و مذهب را می‌‏توان از دیوان اشعارش به تصویر کشید.

تأثیر پذیری ‏های حافظ از معارف دینیِ اسلام و تشیّع و اثر پذیری او از اهل بیت علیهم ‏السلام در قالب و محتوای بخشی از اشعار دیوانش متبلور شده است از جمله:

آن را که دوستی علی نیست کافرست      گو زاهد زمانه و گو شیخ راه باش
امروز زنده ام به ولای تو یا علی      فردا به روح پاک امامان گواه باش

قبر امام هشتم سلطان دین رضا       از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش
دستت نمی رسد که بچینی گلی ز باغ     باری به پای گلبن ایشان گیاه باش

 

حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق‏    بدرقه رهت شود همت شحنه نجف‏ کجاست
عزیــــز مصــــر به رغــــم بـرادران غیــــور    ز قعـــــر چــــــاه برآمد به اوج مـــاه رسید
کجــــــاست صوفی دجّال فعل ملحــد شکل    بگو بســـــوز که مهدی دیــــن پنـــاه رسید

دراین میان سخنان اولوالالباب و صاحبان عقل و افلاکیان خاک نشین‌ شاید سند محکم دیگری بر شیعه بودن این شاعر مسلمان عارف باشد.

از آن جمله، عارف بصیر و سالک خبیر و عاشق دلسوخته اهل بیت، شیخ جعفر مجتهدی (ره) است که علاقه‌ای عجیب به جناب حافظ داشته و در مورد غزل سرایی لسان الغیب فرموده‌اند: بعضی‌ها فکر می‌کنند که حافظ، عمان سامانی و یا وحدت کرمانشاهی، هر موقع که اراده می‌کردند قلم به دست می‌گرفتند و به سرودن شعر می‌پرداختند بی آن که از امدادهای غیبی بهره‌مند شوند!

این بزرگواران اهل بافتن شعر نبوده‌اند! اینان به خاطر سلوک بی‌ وقفه‌ای که در مسیر الی الله داشته‌اند، در اثر شب زنده ‌داریها و سحر خیزی‌ ها به درجه‌ای از لطافت و شفافیت روحی رسیده‌ بودند که بی‌پرده صحنه ‌های بدیعی از کشف و اشراق و شهود را به تماشا می‌نشستند و هنگامی که در طیف این جاذبه‌های پر شور معنوی قرار می‌گرفتند، ناخواسته و ناخود آگاه اشعار رنگینی از باطن سوخته آنان به بیرون تراوش می‌کرد که در حالات عادی، قادر به سرودن آنها نبودند و راز ماندگاری آثار آنان در همین است.

کسانی که با این رمز و رازها آشنا هستند وقتی که دیوار حافظ را مرور می‌کنند در هر غزلی از آن، بعد معرفتی این شاعر آسمانی را در می‌یابند و نشانه ‌های منازل سلوکی را به روشنی در آن می‌بینند ولی برخی از غزلیات که منسوب به حافظ است از این امتیاز برخوردار نبوده و مطلبی برای گفتن ندارد.

عارف بالله شیخ جعفر مجتهدی در جای دیگری می ‌فرمایند: اگر مجاز بودم و اجازه می‌دادند، غزلیات حافظ را به ترتیب سن سلوکی او ترتیب داده و اشعاری را که از او نیست نشان می‌دادم! اگر روزی این اتفاق بزرگ رخ دهد و سینه سوخته راه ‌شناسی به این مهم اقدام کند، به منزلت واقعی حافظ و مقام بلند و رفیعی که در عوالم روحانی دارد پی خواهند برد و دیگر او را شاهد باز و شرابخواره معرفی نخواهند کرد و این شاعر «ولی شناس» را پیرو یکی از مذاهب چهارگانه اهل تسنن نخواهند دانست!

باطن حافظ به نور ولایت منور و مشام جان او به عطر ملکوتیان عالم قدس معطر بوده است.

اگر عارفی چون حافظ نداند که این اشراقات از کدام کانون نوری در آیینه جان او می‌تابد، که عارف نیست! و کسی را که از زلال معرفت جرعه‌ای چشانیده ‌باشد، دست و صاحب دست را می‌شناسد و با ساقی بزم روحانیان آشنا است.

چون حافظ انس عجیبی با قرآن کریم داشته و در حد ظرفیت وجودی خود از لطائف معانی چند بعدی آن بهره‌مند بوده ‌است، لذا اشعار جوششی او همانند یک منشور چند وجهی، بازتاب‌های مختلفی دارد و ابعاد گوناگونی بر آن متصور است که برای اهل معنا پوشیده نیست.

این شاعر آسمانی که از ژرفای جان به آل الله ارادت می‌ورزد، با آن که شیوه بیانی‌اش مستور و گاه نیمه مستور است، آشکارا به ذوات مقدس حضرات معصمومین خصوصاً وجود مبارک حضرت ولی عصر – روحی و ارواح العالمین له الفداء – عشق می‌ورزد و عطش روحی خود را به زلال محبت و معرفت این بزرگواران به تصویر می‌کشد و گاه نیز دست به دامان مردانی می‌شود که محرم خلوت رازند و محرم حریم حرمت دوست:

ز آن یار دلنوازم، شکری است با شکایتگر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت *** بی مزد بود و منت، هر خدمتی که کردم *** یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت! *** رندان تشنه لب را، آبی نمی‌دهد کس *** گویی «ولی شناسان» رفتند از این ولایت.

آقای مجتهدی نسبت به این غزل جناب حافظ که فرموده است: ای آفتاب آینه ‌دار جمال تو / مشک سیاه مجمره گردان خال تو، حساسیت عجیب داشته و می‌فرمودند: این غزل را جناب حافظ مخصوص آقا علی بن موسی الرضا (علیه ‌السلام) سروده است. جناب حافظ برای همه حضرات معصومین (علیهم ‌السلام) شعر گفته است و از جمله این غزل را مخصوص حضرت رضا (علیه ‌السلام) سروده است که در آن بیتی وجود دارد که شاه بیت غزل و از تمام ابیات آن پررنگ‌تر می‌باشد، اما بیت مورد نظر این است: این نقطه سیاه که آمد مدار نور/عکسی است در حدیقه بینش زخال تو.

و در شرح تفسیر باطنی و تعبیر عرفانی این بیت می‌فرمودند که خال سیاه گونه ائمه در حلقه بینش و عالم کون محل دید و وسیله بینش است و در عرفان و سیر و سلوک از نور ذات و کنز مخفی، تعبیر به سیاهی شده‌است. چنانچه شبستری در این بیت اینگونه تعبیر کرده: سیاهی که بینی نور ذات است / به تاریک درون آب حیات است

جناب حافظ سیاهی مردمک چشم که آلت دیدن در عالم ظاهر است را عکس آن خال سیاه که وسیله دیدن در نور ذات است می‌داند و نور ذات، آخرین نوری است که در مراتب سیر، سالک به آن می‌رسد و در آن وادی بدون راهبر و مرشد کامل نمی‌تواند حرکت کند و الا در ورطه هلاکت قرار می‌گیرد و غرق می‌شود. هر یک از حضرات معصومین (علیهم ‌السلام) در این عالم مأموریت دارند و مأموریت حضرت رضا (علیه ‌السلام) دستگیری از عرفا و سالکین در این مرحله یعنی نور ذات می‌باشد و لذا این بیت مخصوص حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (علیه ‌السلام) است.

پروانه شیدای امام حسین (ع) عارف بزرگ مرحوم کربلایی احمد نیز به نقل از جناب شیخ ‌رجبعلی خیاط ، غزل شاه شمشاد قدان را توصیف جناب حافظ از ماه منیر بنی هاشم حضرت ابوالفضل علیه السلام ذکر می‌کند:

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان *** که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت *** گفت اى چشم و چراغ همه شیرین سخنان

کمتر از ذره نه اى پست مشو مهر بورز *** تا به خلوتگه خورشید رسى چرخ زنان

مرحوم علامه آیت الله حسینی تهرانی در کتاب «روح مجرد» شرح مبسوطی از یکی از منبرهای‌ مرحوم‌ دری‌ نقل کرده و می‌نویسد: مرحوم دری در شرح این بیت از غزل جناب حافظ که می‌فرماید:مرید پیر مغانم‌ ز من‌ مرنج‌ ای‌ شیخ‌ / چرا که‌ وعده‌ تو کردی و او به‌جا آورد نقل می‌کنند مراد از شیخ‌ حضرت‌ إبراهیم‌ علیه‌السلام‌ است‌، و مراد از پیر مغان‌ حضرت‌ سید الشهداء علیه‌السلام‌؛ و مراد از وعده‌، ذبح‌ فرزند است‌ که‌ حضرت‌ إبراهیم‌ بدان‌ امر خداوند وعده‌ وفا داد، اما حقیقت‌ وفا را حضرت‌ ابا عبدالله‌ الحسین‌ علیه ‌السلام‌ در کربلا به‌ ذبح‌ فرزندش‌ حضرت‌ علی اکبر علیه ‌السلام‌ انجام‌ داد.

و اشعار:

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را_ ز خاک کوی تو هرگه که دم زند حافظ /نسیم گلشن جان در مشام ما افتد_ چو کحل بینش ما خاک آستان شماست / کجا رویم بفرما از این جناب ، کجا ؟_ ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتی / تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما_ روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست / منت خاک درت بر بصری نیست که نیست_ ثواب روزه و حج قبول آن کس برد/ که خاک میکدة عشق را زیارت کرد و …در توصیف تربت امام حسین(ع)نشانه‌هایی بر شیعه بودن این عارف مسلمان و شاید از بزرگترین رازهای ماندگاری اشعار جناب حافظ باشد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.